شاخه های اصلی سادات در ایران

شاخه های اصلی سادات در ایران

در کشور پهناور ایران شش گروه عمده از سادات وجود دارند . آنها عبارتنداز :

۱- حسنی : از نسل فرزندان امام حسن مجتبی علیه السلام ( ۳ – ۹۵ ق ) ؛ خاندان های علمی بحرالعلوم ، طباطبایی ، حبوبی ، بروجردی ، قاضی ، گلستانه و مدرس از این گروه می باشند .

۲- حسینی : از نسل فرزندان امام علی السجاد علیه السلام ( ۳۸ – ۹۵ ق ) ؛ خاندان های علمی اشکوری ، امامی اصفهانی ، خاتون آبادی ، خامنه ای ، خسرو شاهی ، دستغیب شیرازی ، فاضلی ( هیّالی ) ، طالقا نی ، غرابی ، دشتکی ، زنجانی ، سدهی میردامادی ، شبیری زنجانی ، شهرستانی ، شهیدی ، قائم مقامی ، قزوینی ، کاشانی ، مرعشی ، میرزای شیرازی ، میلانی و هدایتی از این گروه هستند .

۳- محمدی یا محمدیان : که از نسل محمد اکبر معروف به حنفیه ( ۱۵ یا ۱۸ – ۸۴ ق ) بوده و خود شاخه ای از سادات علوی محسوب می شوند خاندان عقیلی اصفهانی جزو این دسته است .

ساداتی نیزدر کشور عراق وجود دارند که منسوب به حضرت عباس علیه السلام هستند .

۴- موسوی : از نسل فرزندان امام موسی کاظم علیه السلام ( ۱۲۸ – ۱۸۳ ق ) ؛ خاندان های علمی آیت اللهی شیرازی ، آیت اللهی یزد ، اصفهانی ، بجنوردی ، بهبهانی ، جزایری ،آلبوشوکه ، حرمشاهی ، خمینی ، خوانساری ، زنجانی ، شهرستانی ، شیرازی ، صدر ، کشفی ،گلپایگانی ، مشعشعی و میرلوحی از این دسته اند .

۵- رضوی یا رضویان : از نسل محمد الاعرج بن احمد بن موسی مبرقع ( ۲۱۸- ۲۹۶ق ) فرزند امام محمد تقی ملقب به جواد الائمه علیه السلام ( ۱۹۵ – ۲۲۰ ق ) ؛ خاندان های علمی قصیر ، مدرس رضوی و ناظری جزو این قسم هستند .

این خانواده ها نیز جزء سادات حساب میشوند .

۶- هاشمی : از نسل عقیل و جعفر از فرزندان ابو طالب علیه السلام ؛ خاندان جعفری و وزینبی از این گروه هستند .

ج – خاندان های سادات ایرانی

در ایران برطبق یافته های میدانی و کتابخانه ای بیش از ۱۵۰ خاندان سادات وجوددارد . هریک از خاندان های سادات درتخت یکی ازشش گروه مذکور در فوق قرار می گیرند .

سادات فیسبوک

رسالت و وظایف سادات


رسالت و وظایف سادات

فضایل و جایگاه ویژه ای که در آیات ، روایات و مطالب این سایت برای سادات ذکر شده ، در صورت نگاه اجمالی و ظاهری ایشان ، ممکن است باعث غرور و تکبر سادات شده و خود را از هر خطایی تبرئه کنند ؛ اما مبادا فراموش شود که تمام مطالبی که در این مجموعه گرد آورده ایم و جایگاه ویژه ای را که برای سادات و ذریه واقعی ( نه شناسنامه ای ) حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بیان داشته ایم ، فقط و فقط به پاس احترام پیامبر مکرم ، امیرالمؤمنین ، فاطمه زهرا و امامان معصوم علیهم السلام است . از طرفی ممکن است دشمنان مغرض و مخالفان دین مبین اسلام و اهل بیت بخواهند شیطنت نموده و با تخلف فردی سید ، حرمت سادات و جایگاه ذزیه اهلبیت پیامبر را زیر سؤال ببرند . بنابراین به جاست بیان نماییم که « سید » واقعی و مقید به رسالت پیامبر کسی است که نشانه های سیادت در گفتار و رفتار او نمایان باشد ، نه فقط شهرت به سیادت داشته باشد . هرگاه فرد سیدی در خود قدرتی را حس نمود که وی را از رفتار زشت و تضعیف حقوق سایرین و حق الله بازداشت ، آن گاه با سرافرازی می تواند به سیادت خود افتخار کند و در جامعه مورد احترام و تکریم قرار گیرد و از امتیازی که اسلام برای وی قرار داده برخوردار شود . یک فرد سید باید ارتباطش با پروردگار آن چنان قوی و محکم باشد که آن حالات و نشانه هایی که برای ذریه اهلبیت ذکر کرده ایم را از خود نشان دهد ؛ و اگر چنین حالاتی به وی دست داد و حقیقتاً این اوصاف را در خود دید ، می تواند باور کند که سید است و الا باید شک کند . اگر خودش را با عنوان سید به دیگران معرفی کرد ، باورشان باشد که این حالات باعث مباهات و افتخار تمام مسلمین خصوصاً شیعیان و مخصوصاً سایر سادات است . و الا هر چه کتاب نوشته شود ، سایت راه اندازی شود و … و درباره نحوه معاشرت با سادات و سایر خصوصیات سادات حدیث و روایت گفته شود ، هیچ گونه تأثیری بر جامعه ندارد . امروز شاهدیم که هجوم فرهنگی و سیاسی دشمنان چگونه بر جوامع اسلامی مخصوصاً کشورهای شیعی سایه افکنده و سعی در منحرف نمودن جوانان این کشورها دارند تا بتوانند ایشان را با دین و شریعت اهلبیت بیگانه کنند . لذا وظیفه ما سادات است که با رفتار ، کردار و همت والا در عمل و نه فقط شعار ، به دیگران بفهمانیم که بعد از چهارده قرن ، امت محمد صلی الله علیه و آله حول محور اهلبیت بزرگوارشان گرد آمده وآنان را به پاس احترام پیامبر ، محترم می شمرند . ما سادات هم ، از اجدادمان که آبرومندترین انسان ها نزد خدای متعال هستند عاجزانه تقاضا داریم که ما را یاری نمایند تا بتوانیم به بهترین شکل از حریم سیادت پاسداری کنیم تا بهانه به دست دیگران نیفتد . به یاری خداوند متعال دراین بخش به مرور در این زمینه، مطالب جدید و گفتگوهای گروهی ارائه خواهد شد .

سادات فیسبوک

دورنمایی از سادات در جوامع اسلامی

دورنمایی از سادات در جوامع اسلامی

چنانچه بخواهیم دورنمایی از موضع اهل بیت (ع) و ذریه پیغمبر(ص)، وبه طور کلی سادات در جوامع اسلامی، ترسیم کنیم لازم است کتابها و مآخذ مربوط به موضوعات ذیل را مد نظر قرار دهیم :

- کتب انساب و مشجرات

- بررسی خاندان‌های نقابت و نقبای سادات یا نقیب الاشرافها که درسراسر کتب تاریخ و تراجم رجال نامی اسلام ، این عنوان به چشم می خورد . تاریخ پیدایش این سمت و سیر آن در کشورهای اسلامی درادوار مختلف ، به شناخت موقعیت سادات در جهان اسلام کمک شایانی می نماید.

- مطالعه سلسله های ملوک و امرا و حکومت‌هایی که از میان خاندان پیغمبر(ص) در تاریخ اسلام جابه‌جا تأسیس گردیده و یا تاکنون وجود دارد. این بخش را می‌توان در کتابهای مربوط به طبقات سلاطین اسلام ملاحظه کرد.

- سیری در زندگی مشایخ فرقه های تصوف و طرق عرفانی و ارباب سیر و سلوک در گذشته و حال که اکثراً خود را از نسل پیغمبر(ص) می دانند وگویا این امر را ملاک مشروعیت رهبری خود به شمار می آورند.

- بررسی سلسله طریقت صوفیان که تقریباً همه آنان سرانجام به علی (ع) می رسند ، و این بحث بسیار گسترده و مبتنی بر رسیدگی سلسله مشایخ همه فرقه های تصوف است در سراسر کشورهای اسلامی که سهم آنان در اهل سنت خیلی بیشتر از شیعه است، و اصولاً در مناطق سنی نشین طریقه های مختلف وجود دارد و کمتر کسی است که پیرو یکی از این طریقه ها نباشد و همه آنان عواطف خاصی به اهل بیت (ع) نشان می دهند.

- بررسی قبور و بقعه های متبرکه امامزاده ها و سادات در سراسر جهان اسلام که نزد همه مسلمین احترام دارند.

- بررسی خاندان‌های سادات از بزرگان علمای اسلام از طبقات فقها، مفسرین و متکلمین که هر کدام از این خاندان‌ها در جامعه خود برجستگی داشته اند و نسب به اهل بیت (ع) می رسانیده اند.

- علاوه بر این‌ها که از منابع مهم بحث ماست، در لابه‌لای کتابهای تاریخ و به خصوص تاریخ شهرها مانند تاریخ بیهق، تاریخ بغداد، تاریخ دمشق و یا خطط مقریزی و کتابهای مربوط به شهرهای مغرب و اندلس و شبه قاره هند و جز آن، می توان به منابع ذی قیمتی دست یافت.

به هر حال ، جایگاه ذریه پیغمبر(ص) در اسلام به قدری گسترده است که شاید هیچ موضوع دیگری چنین وسعت نداشته باشد.

حال که اجمالاً روشن شد مسأله مورد بحث ما به چه موضوعاتی ارتباط دارد و اجمالاً جهت بحث در آن، به چه منابعی باید رجوع کرد، به طورپراکنده از هر یک از آن موضوعات، فهرست وار مطالبی را می نگاریم .

کثرت ذریه رسول اکرم (ص)

به طور حتم در اسلام و شاید پیش از اسلام، حتی در تیره های دوازده گانه بنی اسرائیل ، خاندانی به این گستردگی و حجم ضخیم از لحاظ کمی و کیفی که در خاندان پیغمبر(ص) به وضوح دیده می شود، سابقه نداشته است.

اما از لحاظ کمی و کیفی و تعداد نفوس و کثرت تیره ها، کافی است یک نظر اجمالی به کتابهای انساب و مشجرات بیندازیم. ما از باب نمونه به طوراجمال کتاب معروف « عمده الطالب فی انساب آل ابی طالب » نوشته « احمدبن علی بن حسین… ابوالعباس جمال الدین ابن عنبه داوودی طالبی حسنی » ( م ۸۲۵ ق ) نسابۀ عراقی را ذکر می کنیم :

وی به هدف تصحیح نسب سادات و شناخت نسب‌های جعلی به خواهش یکی از سادات صاحب قدرت عصر خویش ، این کتاب را در اعقاب ابی طالب نوشته و پس از ذکر اولاد عقیل و جعفر، برادران علی (ع) ، در «اصل ثالث» به ذکر اولاد آن حضرت می پردازد و راجع به علی (ع) و فرزندانش، شرح حال جامعی آورده است و تنها پنج تن از پسران علی (ع) را دارای عقب می داند: حسن و حسین (ع) از نسل فاطمه (س) ، عباس، محمدبن حنفیه، عمرالاطرف از دیگر همسران علی (ع). آن‌چه در این جا برای ما اهمیت دارد ذریه امامین حسن و حسین (ع) است.

وی در بحث از اعقاب سبطین می گوید : اعقاب حسنین (ع) دوازده سبط اند : شش سبط از حسن و شش سبط از حسین. و آن گاه حدیث نبوی راکه فرمود: « سیکون من ولدی عدد نقباء بنی اسرائیل » بر آن دوازده سبط منطبق دانسته است. در فصل اول ، اعقاب حسن (ع) را از دو پسرش «زید» و «حسن مثنی» در دو مقصد به تفصیل ذکر کرده است. عقب زید یک سبط ازفرزندش حسن بن زید و عقب حسن مثنی از پنج فرزند: عبدالله محض، ابراهیم عمر، حسن مثلث، داود و جعفر، جمعاً شش سبط اعقاب امام حسن (ع) می باشند، که تا صفحه ۱۹۱ کتاب تفصیلاً همراه شرح حال ذکر شده اند.

آن گاه در فصل دوم ، اعقاب حسین (ع) را در شش سبط بدین کیفیت شمرده است : از میان فرزندان حسین تنها فرزندش علی بن الحسین زین العابدین (ع) پس از شهادت پدر زنده ماند ، و از او شش سبط از شش پسر : محمد الباقر(ع) ، عبدالله الباهر، زیدالشهید، عمر الاشرف، الحسین الاصغر و علی الاصغر باقی ماند که طی شش مقصد ذکر شده اند . این بخش ازصفحه ۱۹۱ تا آخر کتاب را فرا گرفته است.

حال آنچه در کتاب عمده الطالب آمده فرزندان علی (ع) و فاطمه (س) تا قرن هشتم و اندکی از قرن نهم است زیرا مؤلف در سال ۸۲۸ ق درگذشته است. اگر آن تیره های دوازده گانه را تا عصر حاضرحساب کنیم مسلماً چند برابر نفوس مذکور در آن کتاب خواهد شد.

 

ضمناً باید دانست که بیشتر نسابه ها مانند صاحب این کتاب، خود سید بوده اند و ابن عنبه در این کتاب جای‌جای آنان را نام می برد و از ایشان نقل می کند از جمله : الشریف الفاضل فی النسب و الطب و الشجاعه و الحجه شیخ العمری و ابوالغنایم و دیگران .

ابن عنبه در پایان کتاب می گوید: این کتاب مختصر من فوائدی را دربردارد که کتاب‌های مبسوط ندارد، و هم ضوابطی را که در خلال مطولات متفرق است.

نکته دیگر آن که رسم نسب نویسان است که اعقاب دختران را ذکر نمی کنند و تنها به ذکر دختران بلافصل افراد اکتفا می کنند. حال اگردودمان‌هایی که از طرف مادر سید هستند به حساب آوریم، مثنوی هفتاد من کاغذ شود.


سادات فیسبوک

اشاره ای به خاندان‌های سادات در کشورهای مختلف :

اشاره ای به خاندان‌های سادات در کشورهای مختلف :

سادات در مغرب

تعداد نفوس سادات علوی در مغرب اقصی (مراکش) بسیار زیاد است وشاید متجاوز از یک ملیون تن باشند. زیرا در اواخر قرن دوم دقیقاً در سال ۱۷۲ ق که ادریس بن عبدالله بن حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب (ع) ، برادر کوچک محمدبن عبدالله بن الحسن معروف به «نفس زکیه» (۱۴۵ ق) در مغرب قیام کرد و سلسله «ادراسه» را تشکیل داد ، سادات فراوانی از نسل او و برادرش یحیی ، در مغرب پدید آمدند که تا کنون وجود دارند.

در مغرب افراد و شخصیتهای متعددی ملقب به لقب « ادریسی » اند و نسب به ادریس بن عبدالله، سرسلسله خاندان ادریسی می رسانند.

علاوه بر این، شخصیتها و خاندان‌های فراوانی با لقب « العلوی » در آن دیار وجود دارند و از احترام خاصی در بین مردم برخوردارند، مردم به آنها « سید» یا به تعبیر محلی « سیدی » می گویند .

سادات در کشور مغرب از تعداد بیشتر و از احترام بالاتری برخوردارند.

سادات در اندونزی

در کشور بزرگ اندونزی که اینک از لحاظ کثرت نفوس مسلمانها، برترین کشور اسلامی است و در حدود ۱۵۰میلیون جمعیت دارد، خاندان بزرگی با عنوان « علوی و علویها » زندگی می کنند که در طول تاریخ و تاکنون از احترام خاصی برخوردارند و بیشتر پست‌های بالا را در دست دارند.

سادات در یمن

در بین زیدیهای یمن ، خاندان‌های متعددی از اولاد امام حسن و امام حسین (ع) از حدود ۱۲۰۰ سال پیش اقامت کرده اند و در معرفی وشرح حال سلسله های آنان کتاب‌ها نوشته اند. سادات در یمن هم اکنون نیز که دستگاه امامت از آن دیار برافتاده است، از احترام خاصی برخوردارند، چه آنها که به مذهب زیدی وفادار مانده اند، و یا به مذهب شافعی گرایش پیداکرده اند ولی عواطف و احساسات آنان مانند همه یمنی‌ها عواطف شیعی است. یمن نیز مانند عراق و ایران از آغاز، کشور اهل بیت (ع) بوده است.

زیدیه در امام ، شرط می دانند که یکی از فرزندان فاطمه (س) وعلی (ع) و از ذریه امام حسن یا امام حسین (ع) و فقیه و عادل و قائم به سیف باشد، در حالی که شیعه اثنی عشریه افراد مشخصی از نسل امام حسین را با شرایطی از جمله اعلم و اتقی و اشجع با وصف « عصمت » امامان خود می‌دانند.

سادات در عراق

از عصر علی (ع) به بعد ، خاندان‌های سادات در شهرهای عراق و از جمله در بغداد ، نجف ، کربلا ، کاظمین ، حله ، بصره ، سامرا و دیگر جاها سکنی دارند. سادات کربلا و نجف و کاظمین، اکثراً از خاندان‌های علمی معروف هستند؛ مانند خاندان‌های بحرالعلوم، طباطبائی، شیرازی، قزوینی، طالقانی، صدر،حکیم و جز این‌ها.

سادات محترمی هم در کربلا، نجف، کاظمین و سامرا کلیددار اعتاب مقدسه اند، اما کلیدداران سید سامرا سنی هستند.

در بغداد نیز از سادات سنی خاندان‌هایی وجود دارند؛ از جمله خاندان آلوسی؛ که صاحب تفسیر مهم روح المعانی است.

سادات در عربستان

شرفای مکه که بیش از هزار سال در آن شهر امارت داشته اند، از اولادحضرت امام حسن مجتبی (ع) هستند و آخرین امیر ایشان، شریف حسین، پدر ملک فیصل پادشاه عراق و ملک عبدالله، پادشاه اردن بود که بعداً این دوخاندان در عراق و اردن، سلسله سلطنت تشکیل دادند. آخرین پادشاه عراق نوه ملک فیصل اول، ملک فیصل دوم بود. و آخرین پادشاه کشور هاشمی اردن، ملک حسین نوه ملک عبدالله است.

در ساحل خلیج عقبه در ینبع خاندان‌های سادات حسنی زندگی می کنند، در مدینه سادات معروف به نخاولی هستند .

به هر حال در مکه و مدینه و دیگر نقاط عربستان، هم اکنون خاندان‌های سادات فراوانند، اما از ترس وهابی‌ها خیلی خود را افشا نمی کنند.

در مکه خاندان « السید العلوی المالکی » هستند. بزرگ این خاندان، سیدعباس العلوی المالکی بود که من او را دیده ام. او مورد توجه ارباب طریقت بود و مریدانی در آفریقا و شام داشت و مدرس رسمی مسجدالحرام هم بود. و هم اکنون فرزندش دکتر محمد العلوی المالکی همان سمت را دارد و مریدان پدر را دستگیری می‌نماید.

سادات در مصر

خاندان‌های سادات و نقیبان در کشور مصر فراوانند. مشایخ طریقت درمصر غالباً یا عموماً از سادات هستند. در مصر علیا بالاخص در شهر اسوان طایفه‌ای به نام     « جعافره » زندگی می کنند با اقتدار و شجاع و مورد عنایت دولت مصر. آنان خود را از فرزندان جعفربن محمدالصادق (ع) می دانند.

جعافره مصر، خود موضوع قابل بحثی است و احتمالاً تیره هایی از آنان از اعقاب جعفربن ابی طالب باشند. در این خصوص به کتاب عمده الطالب رجوع شود. این نکته مسلم است که مصریان عموماً نهایت عشق و علاقه را به اهل بیت (ع) دارند ، علاوه بر نام حسن و حسین، نام حسنین در مصر فراوان است و خاندان‌های معروفی مانند خاندان حسنین هیکل نویسنده مصری در مصر یافت می شوند. ولی رابطه مصری‌ها با اهل بیت (ع) همه اش اظهار محبت و برگزاری جشن‌هاست نه عزاداری.

مرحوم سید محسن امین جبل عاملی در کتاب معادن الجواهر ج ۲/۳۳۰ در شرح دیدار دوم خود از مصر، سال ۱۳۴۱ هجری قمری نوشته است:«شیعیان در قاهره دو تکیه دارند ؛ یکی از آن ایرانیها و دیگری از آن ترکها است. و در ایام عاشورای حسینی در هردو تکیه مراسم عزاداری و اطعام برقرار است. و علاوه بر شیعیان، سنی‌های مصری و سیاحان فرنگی هم در آن مراسم شرکت می کنند. اما گویندگان صلاحیت سخن گفتن و مصیبت خواندن ندارند ومطالب واهی و دروغ و موهن برای مردم می گویند که جای تأسف است.

مرحوم عاملی درهمان کتاب از این که جماعت انبوهی از ایرانیان، درمصر زندگی مرفهی دارند اما به فکر یادگرفتن احکام و فرائض خود نیستند اظهار تأسف می کند. گویا ایرانیان درمصری‌ها تحلیل رفته اند و از ایرانی بودن و تشیع جز عناوین اصفهانی یا خراسانی چیز دیگری برای آنان باقی نمانده است.

در افغانستان و آسیای وسطی و ترکیه

در این بلاد خاندان‌های بسیاری از سادات اعم از شیعه و اهل سنت ازقدیم تاکنون زندگی می کنند. خاندان اسدآبادی که به غلط، سید جمال الدین اسدآبادی معروف به افغانی را به آن منسوب می دارند، در دهی به همین نام تاکنون به سر می برند. در میان افغانستان و ایران نیز خاندان‌های سادات فراوانند و نیز در سمرقند و بلخ و بخارا و دیگر جاها . همچنین در ترکیه دربین اهل سنت از خاندان‌های سادات فراوانند . علویون ترکیه که در اصل شیعه اثنی عشری بوده اند و فعلاً طایفه جدا به شمار می آیند، و لقب علویون به لحاظ علاقه خاص آنان به علی (ع) و غلو برخی از تیره های آنان درباره آن حضرت است و نه به واسطه ارتباط نسبی با آن حضرت ؛ مانند علویون مغرب و اندونزی و دیگر جاها ، گر چه در بین آنان علوی نسب هم وجود دارد.

در شبه قاره هند

در هند سلسله هایی از سادات زندگی می کنند و در میان آنان شخصیت‌های معروفی پیدا شده اند. سادات « پتنه » سادات صحیح النسبی هستند که اصل آنان از علویین نیشابور نشأت گرفته ؛ یعنی اجداد آنان از نیشابور راهی هند شده اند. از میان آنان خاندان‌های معروفی برخاسته اند: خاندان «صاحب عبقات»، خاندان ابوالأعلای مودودی، خاندان امام خمینی ، و بنابر مسموع خاندان ابوالحسین ندوی نویسنده مشهور هند همه از سادات پتنه اند.

برخی از سلسله سادات حسینی هند از اولاد امام زین العابدین (ع) هستند. ایشان خاندان‌های متعددی هستند که هر کدام لقب خاصی اتخاذ کرده اند : «عابدی» ، « زین العابدینی » و برخی دیگر « سجادی »

سلسله های سادات رضوی و نقوی که در هند و پاکستان پراکنده اند و ازاولاد حضرت هادی (ع) هستند، به کثرت در بین علما و شخصیت‌ها به چشم می خورند.

سلسله هایی از حکم‌رانان شیعه و سنی علی التناوب بر حیدرآباد فرمانروایی داشته اند و در دوران حاکمان سنی، شیعیان مذهب خود را پنهان می کرده اند و تدریجاً فرزندان ایشان سنی شده اند با گرایش تشیع و عواطف و محبت به اهل بیت پیغمبر(ص) .

در ناحیه «ملتا» در هند چند قرن پیش از این، سیدی به امارت رسیده است و هنگام مردن حدود ۲۵۰ فرزند بلاواسطه داشته که آن ناحیه را مملو از اولاد پیغمبر(ص) کرده اند.

در کشمیر، سادات صحیح النسب و بزرگواری زندگی می کنند که از میان آنان بزرگانی برخاسته اند، در کربلا و نجف بیوتاتی از سادات «کشمیری » با همین لقب شهرت دارند.

عارف و عالم معروف، سید مرتضی کشمیری در نجف اشرف معلم اخلاق بوده است .

سادات در چین

در چین هم نشانی از سادات هست. از جمله در کتاب حاضر العالم الاسلامی آمده است : سید شمس الدین در قرون گذشته به چین رفته و اسلام را در آن مرز و بوم نشر داده است.

«شمس الدین با لقب سید الاجل بزرگترین شخصیت مذهبی و سیاسی مسلمان‌های چینی است، مزار وی، در استان «یوننان» در سمت جنوب غربی چین واقع و مورد احترام همه مسلمان‌های چینی است که گویا همراه تاتارها در قرن هفتم از بخاری به چین آمده است و احتمال دارد از سادات آن ناحیه باشند. خاندانش در محله ای به نام « ناجاین » هم اکنون در همین استان زندگی می کنند و حدود ۲۰ هزار نفرند. فرزندش ناصرالدین و پس از وی اولاد او جانشین پدر شده اند و عده ای از آنان به حکمرانی رسیده اند، بسیاری از اسامی مسلمان‌ها با کلمه « نا » آغاز می شودکه از نام ناصرالدین ماخوذ است .

در آن جا مراسم عاشورای حسینی برگزار می شود و زن‌های مسلمان ولادت حضرت زهرا (س) را طی مراسم مجللی جشن می گیرند.

سادات در یونان

در خاتمه کتاب شرح زندگی حضرت ابوالفضل العباس ، مرحوم آیه الله مرعشی راجع به اعقاب و اولاد آن حضرت نوشته اند: خاندان بزرگی از اولادحضرت عباس در یونان زندگی می کنند.

سادات در ایران

سلسله های سادات در ایران از فرط کثرت و تیره های بسیار، قابل شمردن نیستند. در هر شهر و دهی خاندان یا خاندان‌هایی از ذریه پیغمبر(ص) زندگی می کنند سکنه برخی از دهات مانند قدمگاه نیشابور و دهی در کردستان همه سیدند، خاندان‌هایی از سادات با کلمه «میر» به اضافه اسمی ، شهرت دارند ؛ مانند میرسپاسی، امیر معزی، میرفندرسکی، میرداماد و بسیاری دیگر و این نمودار آن است که جد اعلای آنان امیرجائی بوده است. به هر حال سادات در ایران مانند کشور مغرب از احترام خاصی برخوردارند و مردم به آنان «آقا» و به زن‌هایشان «بی بی » می گویند، هر چند از طبقات پایین باشند.

در شهر مشهد سلسله هایی از سادات هستند که بعضی از آنان تعدادشان به هزارها می رسد : سلسله سادات رضوی از همه سر هستند، این سادات با سادات رضوی قم و شیراز از یک تیره هستند. سلسله سادات شهیدی از اولاد میرزا مهدی شهید یکی از شاگردان مبرز وحید بهبهانی که نسب به شاه نعمت الله ولی می رسانند.

همچنین در مشهد سادات حسینی و سجادی و جز اینها فراوانند. در قم سلسله سادات رضوی و سادات برقعی از اولاد موسی مبرقع فراوانند.

در اصفهان ، چند سلسله از سادات مانند عاملی‌ها که مرحوم آیه الله خادمی از آنها بود، روضاتی‌ها، اعقاب سید محمدباقر، صاحب کتاب شریف روضات الجنات، میردامادی‌ها از اخلاف دختری فیلسوف مشهور میرداماد، ابطحی‌ها، بهشتی‌ها، خاندان مرحوم دکتر بهشتی، نواب‌ها، خاندان سلطان العلما یا خلیفه سلطان، میرفندرسکی‌ها از اولاد میرفندرسکی، میرلوحی ها و بسیاری از سلسله های دیگر.

همچنین در شیراز، کرمان، یزد، شوشتر و خوزستان ، از جمله خاندان مرحوم سید نعمت الله جزایری. این خاندان‌ها اکثر به یکی از علمای نامی یا یک امیر مقتدر نسب می رسانند.

در تهران سلسله سادات اخوان، سادات جزائری، طباطبائی، امامی، بهبهانی شیرازی و دیگران.

در تبریز، خاندان‌های سادات طباطبائی (خاندان علامه طباطبائی، صاحب تفسیر المیزان) که به دو تیره تقسیم می شوند: قضات و شیخ الاسلام‌ها . تیره اول ، پشت در پشت قاضی و تیره دوم شیخ الاسلام تبریز بوده اند.

همچنین خاندانهای انگجی، شهیدی، حسینی و دیگر خاندان‌ها در تبریز هستند.

در بروجرد خاندان طباطبائی که مرحوم آیت الله العظمی بروجردی از آنها است. جد اعلای ایشان سید محمد طباطبائی حسنی حسینی است . طباطبائی‌های کربلا و خاندان بحرالعلوم هم از همین تیره هستند.

سادات فیسبوک